تاریخ در تکرار رویدادهای خود، همواره درس‌های تازه‌ای برای ملت‌ها به همراه دارد. بررسی برخی رخدادهای تاریخی نشان می‌دهد که با وجود تفاوت در زمان، مکان و شرایط، می‌توان میان آن‌ها شباهت‌هایی در ماهیت، نقش‌آفرینان و پیامدها یافت. از این منظر، ۷ دی ۱۳۸۸ در اهواز و ۷ اکتبر در غزه، از جمله رویدادهایی هستند که می‌توان آن‌ها را از منظر نقش مردم و تأثیر حرکت‌های مردمی بر تحولات سیاسی و اجتماعی بررسی کرد.

نقش محوری مردم در تحولات

یکی از مهم‌ترین وجوه شباهت این دو رویداد، نقش‌آفرینی مستقیم مردم در شکل‌گیری تحولات است. در ۷ دی ۱۳۸۸، مردم اهواز در واکنش به حوادث و فضای سیاسی آن روزها به میدان آمدند و در دفاع از ارزش‌های دینی و انقلابی حضور یافتند. در سوی دیگر، عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز نقطه عطفی در تحولات فلسطین و منطقه به شمار می‌رود؛ رویدادی که پیامدهای گسترده‌ای در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه به دنبال داشت.

در هر دو مورد، مردم و نیروهای حاضر در میدان، نقشی تعیین‌کننده در روند تحولات ایفا کردند؛ نقشی که اهمیت کنشگری اجتماعی را در مقاطع حساس تاریخی یادآوری می‌کند.

حرکت از پایین به بالا؛ بدون انتظار برای تصمیم دولت‌ها

درس دیگر این دو رویداد را می‌توان در اهمیت ابتکار عمل و حضور میدانی جست‌وجو کرد. در بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی، حرکت‌ها از دل جامعه آغاز می‌شوند و سپس بر تصمیم‌ها و رویکردهای رسمی تأثیر می‌گذارند.

از این منظر، حضور مردم اهواز در ۷ دی و تحولات برخاسته از ۷ اکتبر، بار دیگر توجه‌ها را به ظرفیت کنشگری مردمی جلب می‌کند؛ ظرفیتی که در شرایط حساس می‌تواند به عاملی مؤثر در شکل‌گیری روندهای جدید تبدیل شود.

باورهای دینی؛ یکی از انگیزه‌های حرکت

از دیگر محورهای قابل بررسی در این دو رویداد، جایگاه باورهای دینی و انگیزه‌های اعتقادی است. مردم اهواز در ۷ دی ۱۳۸۸ با هدف دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی به میدان آمدند و حضور خود را در چارچوب صیانت از ارزش‌های دینی و انقلابی تعریف کردند.

در غزه نیز، باورهای دینی و گفتمان مقاومت اسلامی از جمله مؤلفه‌های اثرگذار بر بخشی از کنشگری سیاسی و اجتماعی بوده‌اند. در این چارچوب، دین صرفاً یک مؤلفه شعاری نیست، بلکه می‌تواند در شکل‌دهی به انگیزه‌ها، هویت جمعی و رفتار اجتماعی نقش داشته باشد.

دو رویداد اثرگذار بر روند تحولات

۷ دی در اهواز را می‌توان بخشی از روندی دانست که به حضور گسترده‌تر مردم در ۹ دی ۱۳۸۸ انجامید؛ حضوری که در روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطفی در مواجهه با حوادث پس از انتخابات آن سال محسوب می‌شود.

در مقابل، ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز به نقطه عطفی در تحولات فلسطین و منطقه تبدیل شد و پیامدهای گسترده‌ای در عرصه سیاسی، امنیتی و بین‌المللی به دنبال داشت. این رویداد، مسئله فلسطین و مناقشه با رژیم صهیونیستی را وارد مرحله‌ای تازه کرد و بار دیگر توجه افکار عمومی جهان را به این مسئله معطوف ساخت.

ناکامی محاسبات دشمنان

از نگاه نویسنده، یکی دیگر از وجوه قابل مقایسه این دو رویداد، تأثیر آن‌ها بر محاسبات طرف مقابل است. حضور مردم اهواز در ۷ دی، معادلات جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی را با چالشی جدی مواجه کرد. همچنین، عملیات ۷ اکتبر و تحولات پس از آن، تصورات پیشین درباره توان بازدارندگی و امنیت رژیم صهیونیستی را با پرسش‌های جدی روبه‌رو ساخت.

این دو تجربه نشان می‌دهند که تحولات میدانی و کنشگری اجتماعی می‌توانند محاسبات سیاسی و امنیتی را تحت تأثیر قرار دهند و پیامدهایی فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه به همراه داشته باشند.

جمع‌بندی؛ مردم، ایمان و نقش‌آفرینی تاریخی

۷ دی ۱۳۸۸ در اهواز و ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در غزه، با وجود تفاوت‌های بنیادین در زمینه تاریخی، ماهیت و شیوه وقوع، از منظر نقش‌آفرینی مردم، جایگاه باورهای دینی و تأثیرگذاری بر روند تحولات، قابلیت مقایسه دارند.

این مقایسه بر یک نکته اساسی تأکید می‌کند: مردم و باورهای جمعی می‌توانند در بزنگاه‌های تاریخی به عوامل مؤثر در تغییر مسیر تحولات تبدیل شوند. از این منظر، بررسی این دو رویداد فرصتی برای تأمل درباره جایگاه اراده مردمی، انگیزه‌های اعتقادی و تأثیر کنشگری اجتماعی بر معادلات سیاسی و منطقه‌ای فراهم می‌آورد.

میلاد امینی موحد